أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
16
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
نفاس بر من نبود روزى به من ميرسانيدى بىآنكه مرا سعى بايست كرد اكنون ميفرمائى كه درخت بجنبان كه خرما بيفتد ؟ - گفت : آرى آنگه كه مجرّد بودى دلت بكلّى با من بود اكنون گوشهء دلت با عيسى متعلّق شده است چون بعضى از دل در فرزند بستى ما روزى تو بگوشهء درخت خرما بستيم سعى كن تا به تو رسد شاعرى درين معنى گفت : توكّل على الرّحمن فى كلّ حاجة * و لا تتركنّ الجدّ فى شدّة الطلب ألم تر أنّ اللّه قال لمريم * و هزّى بجذع النّخل كى تسقط الرّطب و لو شاء أن تجنيه من غير هزّة * جنته و لكن كلّ شىء له سبب برخيز و فشان درخت خرما * تا شاد شوى كنون ببارش كان مريم تا درخت نفشاند * خرما نفتاد « 1 » در كنارش آنگاه جبرئيل مريم را گفت : اى مريم ازين خرما بخور و ازين آب بنوش و بعيسى چشم روشن كن و دل خوش دار و شادان [ فَإِمَّا تَرَيِنَّ ] پس اگر از آدميان يكى را بينى كه خواهد با تو سخن گويد تو با وى سخن مگوى و بگوى كه : من نذر كردهام خداى را روزهء صمت ، و روزهء صمت در شرع ايشان سنّت بود و آن آن بود كه با كس سخن نگفتندى خداى تعالى وى را به آن فرمود تا مردم با او سخن نگويند و او را نرنجانند ، گفتهاند كه خداى تعالى اوّل او را گفت كه : نذر روزه كن تا چون گوئى كه روزه دارم سخنت راست بود . اگر گويند : چون خداى وى را فرمود كه : روزهء صمت دار آنگه وى را گفت : اگر كسى را بينى بگوى كه : من روزه دارم و اين روزه را تباه گرداند از آنكه سخن است و به كمتر ازين روزهء ايشان تباه گشتى پس وى چگونه گفت ؟ - « 2 » گفتهاند كه
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « نفشاند » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « اگر گويند : چون روزهء صمت داشت و نذر بفرمان خداى چگونه گفت او را فقولى انّى نذرت للرّحمن صوما فلن اكلّم اليوم انسيّا . و اين كلام بسيار است نه روزه به اين و كمتر از اين تباه شدى اين مناقضه باشد . گوئيم از اين چند جواب است يكى آنكه او را رخصت دادند كه اينقدر بگويد و اعلام كند ايشان را كه روزهدار است بر سبيل نذر و آنچه جز اين بود از كلام بر وى حرام بود . و جواب ديگر از اين آنست كه او را فرمودند كه اين معنى باشارت اعلام كن و برمز و بيانش آنست كه گفت : فاشارت اليه ، آنگه اين اشارت را بر توسع و مجاز قول خواند چون از او همان معنى و فائده حاصل ميشد از فهم معنى كه از قول . و جوابى ديگر از او آنست كه سخن با جبرئيل گفت يا با بعضى ملئكه و امّا نه بر سبيل مخاطبه با كسى براى قيد زد فلم اكلم اليوم انسيّا ؛ نذر دارم كه با هيچ كس از انسى سخن نگويم امروز » .